صداي سنگين سكوت
صدای سنگین سکوت در سرسرا پیچیده بود.
بدون شرح...
+
نوشته شده در شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۷:۱ ب.ظ توسط نسیم خزان |
یا لطیف
همنوابا سرود آشنایی تکخوان واژه ی سلام میشوم وبا اوج عشق بر تو همدم ثانیه های دوستی درودی گرم هدیه میکنم
سلام دوست... آری دوست,من در ابتدای راه نامت را دوست می گذارم
اما هر چه که خودت دوست تر میداری بگو تا با ان نام صدایت کنم....
دوست من نسیم خزان هستم در بیست و یکمین روز آذر ماه آن زمان که خش خش برگها طنین زیبای خیابانها بود
قدم به هستی پر هستی و نیستی گذاشتم
آری متولد پادشاه فصل هایم:پاییز.....
هدف از خود گفتن نیست ولی از تو شنفتن چرا؟
بگو.... هر چه دوست داری بگو..اینجا برای تو قلم و کاغذ گذاشته ام.داد فریاد انتقاد تشکر نامه غم شادی خاطره ...
هر چه دوست داری برایم بنگار...وجودت برایم لذت بخش است...
نسیم خزان,دوست دوران
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
دی ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
پیوندها
فلك الافلاك
خیال وصل
وادی خاموشان
چشمك
پخش زنده
واژه های بارانی
فانوس خاموش
تلار
تاريخ،فرهنگ وارتباطات
انديشه هاي برتر
دختررشتـــــــــــــــــی
چشمان آهوووووو
یک سبد پرازسیب
تسليم
شكلات من
تک آوای عشق(گوگوش)
مي نويسم
ناگفته هاي من
درد بي درمون
MahSa
شهرمن رشت
آلونه
كلبه ي دوستان
ورود به شرط لبخند
HANI
شناخت دقیق اهداف فراماسونری
سنگ شيشه اي
بي لهجه بخوان
خانومي
فندق مامان وبابا
سيدوسادات
نوشته های یک دانشجو
تلار
روزهای کودکی
باصدهزار زخم ببین زنده ام هنوز
BLOGFA.COM